......تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است.......
زندگی مرگیست تدریجی! که بار ها و بارها میمیری اما در عین ناباوری هنوز زنده ای نفس می کشی ٬زندگی میکنی و درد و رنج را تجربه میکنی....! دست خودت نیست هزار بار دیگر هم که از شانه ای به شانه ی دیگر بغلتی این شب صبح نمی شود وقتی دلت گرفته باشد...
زن که باشی
گاهی دوست داری
تکیه بدهی...پناه ببری...ضعیف باشی
دست خودت نیست
زن که باشی
گهگهاه حریصانه بو میکنی دستهایت را
شاید عطر تلخ و گس مردانه اش
لا به لای انگشتانت باقی مانده باشد
دست خودت نیست
زن که باشی
گاهی رهایش می کنی و پشت سرش آب می ریزی
و قناعت می کنی به رویای حضورش
به این امید که او خوشبخت باشد
دست خودت نیست
زن که باشی
همه ی دیوانگی های عالم را بلدی.....
| Design By : Night Melody |

